شمارهٔ ۱۸۸
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: تمیبود۷ بیت
در دل بوالهوس ار ذوق محبت میبودعاشق از رشک گرفتار چه محنت میبود
جای می ساقی اگر خون جگر میدادیآن زمان بر سر پیمانه چه صحبت میبود
چشم حیرانشدهام طالع آیینه نداشتورنه عکس تو درین چشمه حیرت میبود
غم ز دل رفت که این روز سیاه آمد پیشکاش این آینه را زنگ کدورت میبود
هیچکس نوبر لطف تو نمیکرد، اگربا مَنَت لطف به اندازه حسرت میبود
گریهام فرصت نظّاره نمیداد امشبسیر میدیدمش ار ... فرصت میبود
غیر از گریهام افتاده به غیرت قدسیکاش یک چشمزدن بر سر غیرت میبود