گنج

شمارهٔ ۱۵۸

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ینندید۶ بیت
از کینه هیچ‌کس گر هم بر جبین ندیدکس بر جبین آینه از خشم چین ندید
از بس به سر زدم ز فراقت جدا جدااز دست، سر چه دید که از آستین ندید
زین خاکدان هزار سلیمان شد و ز پیکس نقش پای مورچه‌ای بر زمین ندید
این راه پرخطر به چه امید می‌رودروی تو هرکه در نفس واپسین ندید
کی کم شود ز سیلی کس، تازه رویی‌ام؟صد خشم کرد خصم و مرا خشمگین ندید
قدسی ز هر دو، ملت عشق اختیار کردبیچاره هیچ ذوق چو در کفر و دین ندید