گنج

شمارهٔ ۱۵۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انکرد۸ بیت
جوش می‌ام چو خم به خروش آشنا نکردصد شیشه‌ام چو توبه شکست و صدا نکرد
خونگرمی زمانه ز من دست برنداشتاز رنگ و بو چو برگ گلم تا جدا نکرد
خرسند از آشنایی ضعفم که هیچ‌گاهگوش مرا به ناله من آشنا نکرد
مخمور اگر فتد به قدح، عیب او مکننرگس مگر به دیده تو چشم وا نکرد؟
چون غنچه سر به جیب و گریبان پر از مژهنظّاره در لباس، کسی همچو ما نکرد
دستم پیاله‌گیرتر از شاخ نرگس استدرد خمار را به ازین کس دوا نکرد
بر گوش کس نخورد فغانم ز بی‌کسیتا بر نخورد همنفسی، نی صدا نکرد
تنها، برابر همه خونابه می‌خوردچون داغ لاله در دل پیمانه جا نکرد؟