گنج

شمارهٔ ۱۵۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: رمیزند۶ بیت
باز از مرغان دلم حرف سمندر می‌زندپیک آهم شعله جای نامه بر سر می‌زند
با خیال روی شیرین هرکه گیرد خلوتیروح فرهادش ز غیرت حلقه بر در می‌زند
شرح احوال اسیران سر بسر سوز دل استنامه ما شعله در بال کبوتر می‌زند
دوش در بزمت حریفی از زبان شیشه گفتمی‌خورد خون دل ما هرکه ساغر می‌زند
چون به خلوت بینمش با کس که می‌میرم ز رشکگر به گرد خانه‌اش روح‌الامین پر می‌زند
می‌شود چشمی و می‌گرید به حالش خون دلدر چمن هر گل که قدسی بی تو بر سر می‌زند