گنج

شمارهٔ ۱۵۲

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: یرمباد۵ بیت
خلاصی‌ام ز کمند تو در ضمیر مباداگر اسیر تو نبود دلم اسیر مباد
نهفته مهر تو در سینه ورنه می‌گفتمچو صبح سینه چاکم رفوپذیر مباد
نمی‌دهی می وصلم که تنگ‌حوصله‌ایمباد ساقی مجلس بهانه‌گیر، مباد
دعا کنید که پرویز را پس از فرهادگذار بر طرف قصر و جوی شیر مباد
دلم ز فرقت همدرد خویش، قدسی سوختکه گفته بود ترا در جهان نظیر مباد