شمارهٔ ۱۵۳
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: مبراید۵ بیت
از چشمهسار چشمم از بس که نم برآیدترسم که رفته رفته طوفان غم برآید
از اتحاد چشمم با پای، در ره عشقمالم چو دیده بر خاک، نقش قدم برآید
گر دست شام هجران گیرد گلوی شب رامشکل که تا قیامت، از صبح، دم برآید
در موجخیز دریا هر لحظه نیست طوفانکز رشک آب چشمم دریا به هم برآید
از بار محنت دل فرسود جسم قدسییک مشت استخوان چند با کوه غم برآید؟