شمارهٔ ۷۶
ای مزرع مهر تو دل منوی تخم غم تو در گِل من
یک عمر ز کشت و کار این دشتشد تخم غم تو حاصل من
بس غوطه زدم به بحر حیرتتا کوی تو گشت ساحل من
از داغ دلم نگردی آگهتا لاله بروید از گل من
از جنبش تیغ ابروانتخون می جهد از مفاصل من
پروانه جان فشانیم دهای روی تو شمع محفل من
باری به جمال خویش بنگرچون بگذری از مقابل من
ای یک گره از شکنج زلفتحلّال هزار مشکل من
دیوانه شوم اگر نباشدزلف سهیت سلاسل من