گنج

شمارهٔ ۶

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: اب۱۰ بیت
گر خورم گرداب سان دریای آبباز ننشیند دلم از التهاب
سخت دلتنگم بگو مطرب سرودسخت مخمورم بده ساقی شراب
از لب لعلت نمک باید که گشتمرغ دل از آتش هجران کباب
گر محاسب باز عشق تند خوستپاک خواهد بود در محشر حساب
ناگزیر آمد ولی طرفی نبستسایۀ مسکین ز وصل آفتاب
مانده ام با اضطراب موج عشقبر سر دریای حیرت چون حباب
گر زمن پرسی سرای می فروشگویم آنجا رو که دیوارش خراب
گریم و ترسم که باشد گریه امپیش یار سنگدل نقشی بر آب
دوش میدیدم که پیر معنویمی سرود این نغمه را خوش با رُباب
آنکه کشتی راند در خون قتیلموج اشک ما کی آرد در حساب