شمارهٔ ۸۰
سیر دنیا یک قدم نشو و نمایی بیش نیستهمچو گل در صحبت باد صبایی بیش نیست
نقد حسن او به دست ما چو آید میرودوصل عاشق را به کف رنگ حنایی بیش نیست
دیده باطن دو عالم را تماشا میکندچشم ظاهربین چراغ پیش پایی بیش نیست
عاشق از یک دیدن قاتل تسلی میشودکشته او را نگاهش خونبهایی بیش نیست
مقصد رندان ز عالم واله هم گشتن استورنه این آیینه گیتی نمایی بیش نیست
زاد راهی گیر ای قصاب آمد وقت کوچکاین همه معموره یک مهمانسرایی بیش نیست