شمارهٔ ۸۱
خال عنبربو جدا و خط مشکینمو جداستآنچه خوبان را بود در کار با آن دلرباست
نرگس شهلا است یا چشم است یا آهوی چینزینت حسن است یا خال است یا مشک ختاست
لاله سیراب یا ابر است یا قرص قمرهاله ماه است یا خطّ است یا دام بلاست
دُرجِ مروارید یا لعل است یا عناب لبشربت قند است یا شهد است یا آب بقاست
این قد و بالاست یا سرو است یا آشوب دهرجلوه قد است یا شمشاد یا صُنعِ خداست
خنجر فولاد یا الماس یا نظاره استاین به دل جا کرده مژگان است یا تیر قضاست
میرسد با تیغ خونآلود آن شوخ از غضبعید قربان است ای قصاب یا روز جزاست