گنج

شمارهٔ ۷۵

قافیه: رمانیست۱۰ بیت
ماییم که جز اشک ندامت بر ما نیستکوثر به گوارایی چشم تر ما نیست
محویم به گلزار تو چون بلبل تصویرشادیم که پرواز نصیب پر ما نیست
ما بهره نداریم ز آرام چو سیماباین جنس متاعی است که در کشور ما نیست
هر جامه که بر قامت ما دوخته ایامتا چاک نگردیده چو گل، در بر ما نیست
فتح صف عشاق بود وقت شهادتهرکس که زجان نگذرد از لشکر ما نیست
در سوختن ارشاد ز پروانه گرفتیمهرگز اثری ز آتش و خاکستر ما نیست
زین مرتبه بهتر چه که در گلشن ایامجز لاله داغ تو گلی بر سر ما نیست
هرگز به رخ دل در عیشی نگشادیماین باب حسابی است که در دفتر ما نیست
گه بیخودِ گفتار و گهی مست نگاهیمکی باده شوقی است که در ساغر ما نیست
قصاب چو چین جمله اسیریم بر آن زلفبیرون شو از این سلسه در خاطر ما نیست