گنج

شمارهٔ ۵۱

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اهمپاکسوخت۴ بیت
کوکبم شد تار و سالم خشک و ماهم پاک سوختآنچه با من بود از بخت سیاهم پاک سوخت
دامن افلاک را یکباره کرد آهم خرابمنزل آرامم از اشک نگاهم پاک سوخت
در گلستان محبت خورد بر پا تا سرمبرق رخساری که این مشت گیاهم پاک سوخت
خواستم قصاب شرح دوری روز فراقپیش او گویم زبان عذرخواهم پاک سوخت