گنج

شمارهٔ ۳۱۱

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ندیمردی۶ بیت
بشنوی گر ز من غمزده پندی مردیدل به این دهر ستم‌پیشه نبندی مردی
خنده و شوخی بیجای گل از بی‌دردی‌ستگر از این عشرت ده روزه نخندی مردی
بید بر خویشتن از بیم بریدن لرزداگر از حادثه دهر نچندی مردی
کندن صورت شیرین بود آسان در کوهاگر از جان دل ماتم‌زده کندی مردی
پیش ما کردن تحصیل دوا، نامردی‌ستچو شدی عاشق اگر درد پسندی مردی
آنچه بر خود مپسندی ز بدی‌ها قصابآن بدی را به کسی گر نپسندی مردی