شمارهٔ ۲۹۳
شود بس از نگاهی عارض آن تندخو رنگینماید در نظرها هر زمان آن ماهرو رنگی
تهی گردان دل از خون جگر تا دیده تر سازیکه می در جام رنگی دارد و اندر سبو رنگی
به درگاه خسیسان التجا کم بر که میبازیدر این ده روزه دارد در جهان تا آبرو رنگی
هوای لعل نوشین لبش بیرون کن از خاطرکه گرد شکّرستانش ندارد آرزو رنگی
برو قصاب بیرون کن ز خاطر فکر ناطق رابر خوبان نداری هیچ جا در گفتگو رنگی