گنج

شمارهٔ ۲۷۲

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیه: اننیمیازایننیمیازان۸ بیت
حسن تو از نور است و جان، نیمی از این نیمی از آنوز شیر و شکّر آن دهان، نیمی از این نیمی از آن
آب نبات و انگبین بسیار جمع آمد که شدلعل تو ای شیرین زبان نیمی از این نیمی از آن
رو داد چندین گفتگو با مشگ و عنبر تا از آنخال رخت آمد عیان نیمی از این نیمی از آن
گویا قد سرو تو را با جان و دل در این چمنپیوند کرده باغبان نیمی از این نیمی از آن
در گلشن خوبی شده از لاله و گل عارضتای دل نواز عاشقان نیمی از این نیمی از آن
آشوب این نه آسمان یا شورش کون و مکانشد پیچ و تاب آن میان نیمی از این نیمی از آن
در چشم مستت هر یکی دارند نیمی از دلمآسان گرفتن کی توان نیمی از این نیمی از آن
زد از جمال لاله‌گون وز چشم مست پرفسونقصاب را آتش به جان نیمی از این نیمی از آن