شمارهٔ ۲۶۹
ای که خاک آستانت سجدهگاه عاشقانخشت و فرش بارگاهت مهر و ماه عاشقان
سر به تاج قیصر و خاقان نمیآرد فرودر سریر خاکساری شبکلاه عاشقان
گم شود خورشید از کثرت به زیر دست و پاچون برون آیند در محشر سپاه عاشقان
کشتگان ناز او را شاهدی در کار نیستچهره زرد است در محشر گواه عاشقان
تا به کی خواهی شکستن خاطر قصاب راجان من پرهیز کن از تیر آه عاشقان