گنج

شمارهٔ ۲۶۶

قافیه: المن۷ بیت
کی شود معلوم هر بیگانه‌ شرح حال مندیگری جز دوست آگه نیست از احوال من
چون ز خویش آگه توانم گشت کز بخت سیاهتار سازد خانه آیینه را تمثال من
مرغ تصویرم مرا در دل غم پرواز نیستروز اول بسته بر مویی مصوّر بال من
همچو داغ لاله از بی‌حاصلی در این چمنمی‌نماید تیره بختی در قبال آل من
با غم هجر تو شب‌های جدایی راز دلمی‌کند اظهار بی‌ایما زبان لال من
زاهدا برخیز تا قسمت کنیم اسباب عیشحور جنّت از تو، درد و داغ جانان مال من
ز انتظار مقدمش قصاب در راه طلبمن شدم پامال صبر و صبر شد پامال من