گنج

شمارهٔ ۲۵۱

قافیه: انمردم۶ بیت
تا چون نگه توان شد دور از میان مردمزنهار جا نسازی در خانمان مردم
پرواز گیر ای دل تا کی چو مرغ تصویرحیران توان نشستن در آشیان مردم
چشم از زنخ بپوشان بردار دست از زلفنتوان به چاه رفتن با ریسمان مردم
از حرص همچون کرکس تا کی در این بیابانچشم طمع توان داشت بر استخوان مردم
خاکت به دیده‌ ای نفس شرمی بیار تا چندپر چون مگس توان زد بر گرد خوان مردم
قصاب همچو طوطی آیینه در برابرتا چند می‌توان زد حرف از دهان مردم