گنج

شمارهٔ ۲۴

قافیه: نرا۸ بیت
بازآ که دل از داغ تو آراسته تن راپر ساخته زین لاله سراپای چمن را
ای روشنی دیده چو گشتی ز نظر دورزنهار فراموش مکن حب وطن را
جز نام تو حرف دگرم ورد زبان نیستکرده است دلم وقف ثنای تو دهن را
در محشر عشاق ضرور است نشانیخوب است شهید تو کند چاک کفن را
پامال تو یک‌بار نگردید غبارمچندان که فکندم به سر راه تو تن را
چون پسته که گیرد شکرش تنگ در آغوشدر قند نهان کرده دهان تو سخن را
هرگز نکنی آرزوی میوهٔ طوبیبردار اگر دیده‌ای آن سیب ذقن را
در کام تو قصاب به حسرت نچکاندتا خون نکند دایه بی مهر لبن را