شمارهٔ ۲۱۳
مقصد عاشق همین یار است دنیا بر طرفزندگی بی یار دشوار است عقبا بر طرف
میبرد تا بندر صورت دل سرگشته راکار ما با چشم خونبار است دریا بر طرف
برگرفت از روی چون گل پرده بلبل شد خموشغبن، حسن فیض گلزار است غوغا بر طرف
اینقدرها جان من کردن ستم بر عاشقاننقص خوبیهای دلدار است از ما بر طرف
گر بپرسند از تو روز حشر خوندار تو کیستمصلحت قصاب انکار است دعوا بر طرف