شمارهٔ ۲۰۷
ز دیدن تو شود دیده را حیا مانعهمیشه هست کسی در میان ما مانع
میان ما و تو قطع امید ممکن نیستتو را جفا و مرا میشود وفا مانع
از آن سبب نرسد تیر آه ما به هدفکه هست در حد ره سد مدّعا مانع
در این محیط ندیدیم روی ساحل راچرا که کشتی مارا است ناخدا مانع
اگر رسم به وصالش مرا شود قصاببه گاه دیدن او سایه از قفا مانع