گنج

شمارهٔ ۲۰۶

قافیه: اناستدرواقع۷ بیت
لب آن شوخ طالب علم خندان است در واقعچو باز این غنچه شد حالم گلستان است در واقع
سخن با آنکه او با من به لفظ خویش می‌گویدنمی‌دانم چرا عالم پریشان است در واقع
به سر دستار می‌پیچد و من با خویش می‌گفتمکه بر گرد سرش گردیدن آسان است در واقع
میان او که در دست تصور در نمی‌آیدچرا در دست تصویر قلمدان است در واقع
اگر صد جان ستاند در عوض بوسی دهد زان لببده بستان عزیز من که ارزان است در واقع
نمک‌پاش است لعلش در تبسم بر جراحت‌هاچه شورش‌ها در این کنج نمک‌دان است در واقع
اگر نه روی او قصاب را نور نظر باشدچرا چون چشم قربان‌گشته حیران است در واقع