شمارهٔ ۲۰۰
گوییا خط عارض آن دلربا را کرده حفظطوطی این آیینه گیتینما را کرده حفظ
جز خضر، عمر ابد دیگر نصیب کس نشدخط او سرچشمه آب بقا را کرده حفظ
زعفرانی ساخت در عشق تو ما را ضعف تنکاه ما از جذبه رنگ کهربا را کرده حفظ
کاروان شب گذشت از دل فغانی برنخاستپنبه غفلت به گوش ما صدا را کرده حفظ
خسته عشقیم و درد ما است محتاج وفااز ره شوخی طبیب ما دوا را کرده حفظ
ناله بیتابی دل در فلک پیچیده استشورش دیوانهام دارالشفا را کرده حفظ
با رضای دل گزیدم خاک درگاه رضاآنکه قصاب از گزند دهر ما را کرده حفظ