شمارهٔ ۱۷۸
گه انیس دشت و گاهی محرم گلزار باشوانگه از اسرار هرجا میرسی ستار باش
چند روزی چون خم می تا در این میخانهایمست کن از خویش عالم را و خود هشیار باش
زود رسوا میشود گندمنمای جوفروشدر نظرها خار و در معنی گل بیخار باش
دهر صحرایی است پرآشوب جای خواب نیستتا نگه داری ز رهزن خویش را بیدار باش
بهر آتش منت خاشاک از صحرا مکشچون دل عاشق کباب از شعله رخسار باش
زهر را قصاب پازهر است در حکمت دواآنچه غفلت کردهای در فکر استغفار باش