شمارهٔ ۱۶۹
تار قانون جهان ساز نگردد هرگزبه کس این ساز همآواز نگردد هرگز
پای بیرون منه از خویش که مرغ تصویرزخمی چنگل شهباز نگردد هرگز
رمز خونریزی مژگان تو دل داند و بسدیگری آگه از این راز نگردد هرگز
هست عمری که به قربان سرت میگردممرغ دل مانده ز پرواز نگردد هرگز
به توکل فکن این کار که با ناخن سعیگره افتد چو به دل باز نگردد هرگز
پاک طینت نکشد زحمت سوهان قصابمهر محتاج بپرداز نگردد هرگز