گنج

شمارهٔ ۱۵۵

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: یدهبرکاغذ۸ بیت
پس از دیدار قاصد چون فتادم دیده بر کاغذشد افشان بس که اشک حسرتم پاشیده بر کاغذ
ز تنگی‌های جا دارد درون سینه از شوقشنفس را بر دلم چون رشته پیچیده بر کاغذ
کند تا در جواب نامه‌اش حرف وفا پیداتهی شد از نگه بس دیده‌ام گردیده بر کاغذ
کبوتر را به پر چسبیده مکتوبش ز شیرینیز شوخی بس لبش بر حال من خندیده بر کاغذ
ز شرح نامه‌ام حرف محبت در میان گم شدنگاه آن دل‌ربا می‌کرد تا دزدیده بر کاغذ
ز شوقش قاصد آتش هر قدم در زیر پا داردتو پنداری سپند از خال او پاشیده بر کاغذ
نباشد دور اگر چون برگ گل از یکدگر پاشدبه رنگ غنچه از بس نام او بالیده بر کاغذ
جواب نامهٔ آن شوخ را قصاب خونین دلحنایی کرده از بس روی خود مالیده بر کاغذ