شمارهٔ ۱۵۴
ای تیغ غمزه تو به وقت غضب لذیذهنگامه غم تو به وقت طرب لذیذ
چین جبین چو موج تبسم تمام شهدپیکان تیر غمزه چو شهد رطب لذیذ
لبها چو آب چشمهٔ کوثر تمام فیضگفتار پرطراوت و عناب لب لذیذ
در بزم عشق بادهپرستان شوق توزهر آب در پیاله چو آب عنب لذیذ
لذات نقد داغ تو در دست عاشقانباشد چنانکه در کف مفلس ذهب لذیذ
با دل زباندرازی مژگان شوخ تودر چشم اهل حال بود چون ادب لذیذ
قصاب همچو شمع در این بزم جانگدازدر نزد ماست سوختگیهای شب لذیذ