شمارهٔ ۱۳۹
در دل به جز از عکس رخ دوست نگنجدغیر از خط او گر همه یک موست نگنجد
ممتاز نکویان نه چنانی که بگویمبالای دو چشمت اگر ابروست نگنجد
صد گل به سر از داغ تو ای شمع توان زداما همه گر یک گل خودروست نگنجد
زنهار بپرداز دل از مهر دو عالمقصاب در این آینه جز دوست نگنجد