گنج

شمارهٔ ۱۱۹

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: سمیرفتومیامد۵ بیت
ز وصلش دور بودم جان ز بس می‌رفت و می‌آمدنگشتم محرم آنجا تا نفس می‌رفت و می‌آمد
هنوزم بیضه از خون بود کز ذوق گرفتاریدلم صدبار نزدیک قفس می‌رفت و می‌آمد
صدای دوستی نشنیدم از این بی‌قراری‌هابه گوشم گاهی آواز جرس می‌رفت و می‌آمد
غلط کردم که بر بال کبوتر نامه را بستمتپیدن‌های دل در هر نفس می‌رفت و می‌آمد
دل قصاب تا شد پای‌بند ظلمت هجرانز غم هردم بر فریادرس می‌رفت و می‌آمد