گنج

شمارهٔ ۱۱۱

عاقبت کوی تو ما را مسکن دل می‌شودهرکجا پا ماند از رفتار منزل می‌شود
عشق را می‌دار در خاطر که می‌افتد به داممرغ زیرک چون ز یاد لانه غافل می‌شود
آنچه می‌کارد اگر نیک است یا بد عاقبتحاصل دهقان همان در وقت حاصل می‌شود
مست عشقم زلف را بردار از پای دلمدر کجا دیوانه از زنجیر عاقل می‌شود
می‌رود از دست او سررشته آسودگیهرکه چون قصاب بر روی تو مایل می‌شود