گنج

شمارهٔ ۱۰۵

عزیزا چون به من دل مهربان کردی خوشت باشدسرافرازم میان عاشقان کردی خوشت باشد
ز روی مهربانی از لب لعل شفابخشتعلاج درد جای ناتوان کردی خوشت باشد
در اول گرچه بودم دور از نزدیک گلزارتدر آخر محرمم در گلستان کردی خوشت باشد
اگر در موسم گل بی‌نصیب از گلشنم کردیولی در وقت سنبل باغبان کردی خوشت باشد
مرا در عشق مستقبل به از ماضی بود طالعتوام در عشق‌بازی کاردان کردی خوشت باشد
به‌خاک‌افتاده خود را چو دیدی ای شه خوباننگاهی از ترحم سوی آن کردی خوشت باشد
رسد قصاب چون پیش تو نتواند سخن گفتننمودی روی و او را بی‌زبان کردی خوشت باشد