گنج

شمارهٔ ۱۰۶

قافیه: ارمگلکند۷ بیت
هر دم از شوق تو چشم اشکبارم گل کندخار مژگان در کنار جویبارم گل کند
وقت آن شد کز هجوم ناقبولی‌های خویشقطره‌های خون ز خجلت در کنارم گل کند
نخل عصیان در ضمیرم ریشه محکم کرده استوای بر روزی کزین گلبن بهارم گل کند
بس که در پای دلم بشکسته خار آرزوسبزه می‌ترسم به طرف جویبارم گل کند
غنچه‌ی پیکان ز هر عضوِ تنم بنمود رویوقت آن آمد که دیگر لاله‌زارم گل کند
بعد مرگ از حسرت آن تیر مژگان دور نیستخار خار آرزو گر بر مزارم گل کند
ریختم قصاب خاری را که در راه کسانسخت می‌ترسم که آخر در کنارم گل کند