شمارهٔ ۹۵
از هرچه هست ذکر جمال تو خوشترستحسن تو مظهر آمد و عشاق مظهرست
هرجا که باد بوی تو آرد بعاشقانجانها فدای رایحه روح پرورست
در آرزوی روی تو آریم زیر پااز فرط اشتیاق، اگر بحر، اگر برست
ذرات در هوای تو در رقص حیرتنداما سماع عشق ترا شور دیگرست
چندین مگو، که لاف کرامات و جام میعزت نگاهدار، که این سر از آن سرست
زاهد که دم ز حور و قصور جنان زندلاغر شکار ماست، اگر خود غضنفرست
با ساکنان دیر و صوامع بگو که: کاربر صورتی که هست همان شیوه در خورست
تا چند طعنه بر سخن عاشقان زنی؟دل جمع دار، کین سخن از جای دیگرست
قاسم، عنایتیست درین راه هرچه هستجرات نمود زاهد و چون حلقه بر درست