شمارهٔ ۸۷
گر دل برفت، مسکن جانها بکوی تستگر عقل رفت، جرعه ما در سبوی تست
در جان ما ز بحر صفا شبنمی نماندما خوشدلیم کآب سعادت بجوی تست
تا دل جمال روی ترا دید لایزالدر فکر خود نماند، چو در فکر روی تست
عمری بآرزوی تو گرد جهان بگشتتا هست و بود و باشد در جستجوی تست
آشفته گشت و خرقه بصد پاره چاک زدجانرا گناه نیست، که جان مست روی تست
گفتی: فنا شو از خود و یکدم بما نگرای آرزوی دیده، مرا آرزوی تست
قاسم شراب جمله خم خانه ها کشیدمحتاج قطره ایست که اندر کدوی تست