گنج

شمارهٔ ۷۳

معراج عاشقی، که فنا در پی فناستدر طور عشق شیوه مستان کبریاست
با عقل کم نشین،که مقام تحیرستهمراه عشق شو، که صفا در پی صفاست
عشقست هرچه هست و بگفتیم و گفته اندعشقست بوصل دوست رساند بضرب راست
گویی: ملامتی شور و رسوای خاص و عامآری بعشق روی تو کان نور والضحاست
هرچیز کز تو آید بر جان ما خوشستگر لطف و قهر باشد، اگر جور، اگر جفاست
دی یار می گذشت و رقیب از عقب رسیدگفتم که: عمر می رود و مرگ در قفاست
قاسم مباش منکر مستان راه عشقهمراه عشق باش، که همسایه لقاست