شمارهٔ ۶۴۹
بتو جان کجا برد پی؟ که تو شاه بی نشانیز تو دل کجا گریزد؟که تو معدن امانی
بهمین خوشست جانم که سگ در تو باشمچه کنم؟ چه چاره سازم؟ اگرم ز در برانی
بثنای تو زبانم نرسید و گنگ گشتمپس ازین مگر بگویم بزبان بی زبانی
بچه نسبتت کند جان؟ که شدست در تو حیرانبتو هیچ کس نماند، تو بهیچ کس نمانی
بگشا رگ سبل را، بنما بما ازل رابعدم فرست اجل را، که حیات جاودانی
شب وصلت حبیبان چه محل این رقیبان؟بمیان جنت، ای جان، چه غمست از زیانی؟
قدح شراب در ده، که بروزگار پیریهوسست قاسمی را دو سه هفته ای جوانی