شمارهٔ ۶۴۵
گر بر حدیث اهل دل انکار می کنیبسیار بی حقیقت و بسیار کودنی
از نفس دور باش، که دل را سیه کندبا عقل و جان گرای، که مرآت روشنی
از ذات تا صفات و از آنجا بعقل و نفسمنقول گشته ای، که حدیث معنعنی
ای جان و زندگانی و ای راحت روانبر من جفا مکن، که «سیور من بجان سنی »
حق را بیاد دار و فراموش کن ز غیرتا کی چو کرم پیله تو بر خویشتن تنی؟
خود را نکو شناس و خدا را نکو بدانگراز صوامعی و گر از دیر ارمنی
بی یاد دوست یک نفسی نیست قاسمیای شیخ روزگار «نچون سانمیسن منی »؟