شمارهٔ ۵۷۹
در میان همه خوبان بت ما از همه بههمه صافند ولی او بصفا از همه به
من که با صورت زیبای تو دارم حالیصورت حال من رند گدا از همه به
عاقلان چون همه دربند سر و دستارندرند سودازده بی سر و پا از همه به
ماهرویان جهان شیوه محبوبی راهمه دانند ولی دلبر ما از همه به
دلبرا، عکس تجلی جمالت چون شمعهمه را نور بصر داد، مرا از همه به
درد ما را که طبیبان نشناسند علاجپرسش یار گرامی بدوا از همه به
گرچه قومی بوفای تو ز جان بگذشتندقاسم سوخته در حسن وفا از همه به