گنج

شمارهٔ ۵۷۳

ای آفتاب روی تو را پرده‌دار ماهبر جمله دلبران جهان خسروی و شاه
ما گر کنیم طاعت و گر معصیت کنیمجان‌ها ز لطف و از کرم توست در پناه
دنیا به شور آید و عالم تبه شودآن دم که در عداوت من کژ نهی کلاه
ای سرو ناز، تازه و تر می‌روی، دمیخوش باشد ار به سوی غریبان کنی نگاه
فرمان عشق هر چه که باشد بدان رویمما بنده‌ایم و صولت عشق تو پادشاه
در راه عشق کشتن و آویختن بودرنگی دگر نباشد بالاتر از سیاه
گفتند عارفان که: ادب را نگاه داراز قول پیر مدرسه و اهل خانقاه
مقصود هر دو کون ببخشد به یک زماناز دوست غیر دوست مرادی دگر مخواه
تو پادشاه عشقی و قاسم گدای توستدل‌ها نگاه دار، که اینست شاهراه