گنج

شمارهٔ ۵۵

«ستة ایام » گفت و «سبع سماوات »«ثم علی العرش استوا» است نهایات
حضرت حق را عروش نامتناهیستفاش بگویم عروش جمله ذرات
بر سر ذره مستویست باسمیچون بشناسی رسی بنیل مرادات
هرچه که گویم، فقیه گوید: هی هیهرچه که گوید فقیه، گویم: هیهات!
هرکه شراب خدا ز جام محمدنوش کند، وارهد ز عشوه وطامات
نعره مستی مزن، که مست هواییغایت عمیا بود بجهل مباهات
قاسمی و صحبت فقیه مقلد؟فاتحه خوانیم بهر دفع بلیات