شمارهٔ ۵۶
مرآت اوست جمله ذرات کاینات«یا عاشقین، قوموا، حیوا علی الصلات »
در کوی عشق او بادب رو، که گفته اند :در طور عاشقی حسناتست سیئات
ای آرزوی جان، چه کنم من دوای دل؟بی تو نه خواب دارم و نه صبر و نه ثبات
جان مست روی تست، که آن روی دلفروزصبحیست از سعادت و روزیست از نجات
زار و نزار تست، دلم هر کجا که هستجان دوستدار تست، اگر موت اگر حیات
بسم الله، ار بخون دلم مایلی بگوروزی مبارک آمد و شب لیلة البرات
گفتند: قاسمی ز هوای تو جان نبرددر خنده رفت یار و چنین گفت «مات مات »