شمارهٔ ۵۴
دلم رابرد عشقت، «فات مافات »کجا یابم دگر؟ هیهات، هیهات
چنان گشتم ز حیرانی و مستیکه نشناسم دو بیتی از تحیات
چه گویم شکر ساقی را؟ که جامیبجان بخشید و وارستم ز شهمات
ز مستی راز می گوییم و گویند:چه افتادش که می گوید خرافات؟
ادبها رانگه دارید، زنهارکه موسی مست شد اندر مناجات
خدا را گفت: یا رب، فتنه از تستچو شد شوریده موسی وقت میقات
نه تنها قاسمی مست از می اوستکه از جامات او مستند ذرات