شمارهٔ ۵۱۷
ز خوبان عربده خوش باشد، ای جانبیا با عربده در بزم مستان
ز جام حسن خود صد باده خوردهوزان زلفین مشکینش پریشان
پیاله برکف و تسبیح همراهمی و تسبیح در یک دور گردان
من از می و مست و زاهد مست تسبیحبسی راهست از واجب با مکان
مرا گویند: سامانی طلب کنمن از سر فارغم، چه جای سامان؟
اگر چشمت شود روشن ببینیبسی راه از خدا خوان تا خدا دان
خدا خوان گر خدا دان شد بتحقیقبموری داد حق ملک سلیمان
بجان و دل شود تسلیم این راهاگر بوذر ببیند نور سلمان
غنی شد قاسمی، آخر سبب چیست؟گدایی کردن از کوی کریمان