شمارهٔ ۵۱۶
دوست در مجلسست و جان در جاناین جرس از چه می کند افغان؟
ساقیا، رطل می گران تر کنسرمستان شنو هم از مستان
این شراب خدا ز یک جامستباده یک، نشأئه صد هزار جهان
هله! ای عشق هادی و مهدیکه تویی اصل جوهر انسان
دو سه جام دگر تصدق کنکز خمار آمدم بجان، ای جان
تا بگویم ز ملک و از ملکتتا بگویم ز واجب و امکان
گفت: قاسم بیا، عنان درکشکس نداند زبان این مرغان
سرمگو، کاحمقان فراوانندکه ندانند حجت و برهان
دو سه روزی دگر تحمل کنکه ندارد حدیث ما پایان