گنج

شمارهٔ ۴۸۷

ما عشق یار را بدو عالم نمیدهیمجامی ز دست دوست بصد جم نمیدهیم
ما عاشقان روی حبیبیم و عاقبتدار الجمال را بجهنم نمیدهیم
آن گوشه را که دیر مغانست و ما درورکنی از آن بگنبد اعظم نمیدهیم
ما آیتی بمکتب عشق تو خوانده ایممعنی آن بمحکم و مبرم نمیدهیم
ما خرقه پوش پیر مغانیم در طریقاین کسوه را بشیخ معمم نمیدهیم
ما تشنگان بحر محیطیم، قاسمیدر بحر عشق آب بآدم نمیدهیم