شمارهٔ ۴۸۶
ما سوز عشق را به دو عالم نمیدهیمبه یک جرعهای ز جام به صد جم نمیدهیم
نامحرمان ز صحبت ما غافلند و مااین تحفه را به مردم محرم نمیدهیم
با شوق یار خاطر ما خرمست و خوشما سور عشق یار به ماتم نمیدهیم
افتادگان عشق فقیرند و سوگواراین جام را به مرد مکرم نمیدهیم
رطلی که کردهایم مهیا برای یارآن رطل را به عیسی مریم نمیدهیم
زین جام جاننواز، که صد حوض کوثر استیک کاسه را به کعبه و زمزم نمیدهیم
قاسم ز نکتههای تو دارد میان جاناین نکته را به شیخ معمم نمیدهیم