شمارهٔ ۴۶۴
در مسجد و در کعبه و بت خانه دویدیمهرجا که رسیدیم بجز یار ندیدیم
عمری پس این پرده پندار بماندیمچون روی تو دیدیم ز پندار رهیدیم
دیدار عزیز تو، که آن مقصد اقصاستصد شکر که دیدیم و بمقصود رسیدیم
ما کشته شمشیر غم عشق تو گشتیمالمنة الله که سعیدیم و شهیدیم
ما را چه غم از حرفک و چربک؟ که درین راهدر جوش صفاهای تو چون خم نبیدیم
دیدیم که این خرقه ما هستی راهستاز دست تو این خرقه بصد پاره دریدیم
در حضرت او یا رب بسیار بکردیملبیک حق از کعبه و بت خانه شنیدیم
هر روز از آن یار سلامی و کلامیستاز بی خردی عاشق این کهنه قدیدیم
چون قاسمی ار یک نفسی روی تو بینیمشیخیم و امامیم و مرادیم و مریدیم