گنج

شمارهٔ ۴۶۲

ما در جهان کون برای تو آمدیمبهر تو آمدیم و برای تو آمدیم
در تنگنای خاک بماندیم عمرهادر تنگنای غم بفضای تو آمدیم
چون کرکسان نشیمن ماخاک توده بوددر ملک جان بفرهمای تو آمدیم
ما باز وحدتیم وز کهسار حضرتیماکنون بدست شه بصدای تو آمدیم
از دوست لم یزل بدلم میرسد ندا :ما لایزال درد و دوای تو آمدیم
ما را همین بسست که در ملکت وجودفخر دو عالمیم و گدای تو آمدیم
عهدی که داشتیم ز روز ازل بدوستدر صحن کن فکان بوفای تو آمدیم
ای یار نازنین، که تو گشتی فدای ماما نیز در دو کون فدای تو آمدیم
در حال زار ما نظری کن، که نادریمعین تو آمدیم و سوای تو آمدیم
سر ولای تست نگهدار جان ماما در جهان بسر ولای تو آمدیم
از ملک لایزال بریدیم، قاسمیدر ملک لم یزل بهوای تو آمدیم