شمارهٔ ۴۱۹
مقررست و معین، برای اهل کمالهزار بانگ «تعالی »، هزار جام زلال
ز فکر هر دو جهانم خلاص داد تمامشراب ناب الهی، ز جام مالامال
سؤال صوفی صافی ز عاشق و معشوقکلام زاهد خودبین همه خیال و محال
بپیش ساقی باقی رویم دست افشانهزار حسن و ملاحت، هزار لطف و جمال
ببزم ساقی ما عاشقان همه مستندنه مست عربده جو، مست مستقیم احوال
سؤال وصل بظاهر نمی توانم کردکه در طریق ادب خامشیست حسن سؤال
ز قاسمی نفسی باقیست و این هر دمبآرزوی هوای تو میزند پر و بال