گنج

شمارهٔ ۳۳۲

صاحب قلاده اهل نزاع و غلو بودکارش نکو بود اگرش جست و جو بود
واعظ، مکن مبالغه، ترسم که زهد مادر راه عشق شیوه سنگ و سبو بود
آبم ز سر گذشت و دمی دست و پا زدمناچار هر که غرقه شود چاره جو بود
از وصل دور ماند و از یار بی نصیبهر جان که در متابعت آرزو بود
گه بت شود تمام و گهی بت شکن شوداول همو بدست و بآخر همو بود
گر کنج صومعه است و گر دیر سومناتهر جا که هست روی دلم سوی او بود
قاسم صفات حسن تو گوید بصد زبانهر جا سخن ز وجه نکو شد نکو بود